|
زندگی زندان عشق است زندان در زندان چرا ؟!!!
|
مرغ باران می کشد فریاد دائم :
- عابر ! ای عابر! جامه ات خیس آمد از باران. نیست ات آهنگ خفتن یا
نشستن در بر یاران؟
ابر می گرید باد می گردد و به زیر لب چنین می گوید :
عابر - آه ! رفته اند از من همه بیگانه خو با من
من به هذیان تب رویای خود دارم گفت و گو با یار دیگر سان کاین
عطش جز با تلاش بوسه ی خونین او درمان نمی گیرد
مطمئن باش و برو
ضربهات كاری بود
دل من سخت شكست
و چه زشت
به من و سادگیام خندیدی
به من و عشقی پاك
كه پر از یاد تو بود
و خیالم میگفت تا ابد مال تو بود
تو برو، برو تا راحتتر
تكههای دل خود را آرام سر هم بند زنم
سلام به سلامتی باغچه ای که خاکش منم
گلش تویی , خارش هرچی نامرده
چنین گفت زرتشت
اگرکلید قلبی رانداری قفلش نکن
اگر کسی را دوست داری خردش نکن
اگر دستی را گرفتی رهایش نکن
مراقب گرمای دلت باش تا کاری را که زمستان با زمین کرد
زندگی با دلت نکند
زنده باد ایرانی
در هر کجای ایران و جهان
با دیدن این مردم باید به ایرانی بودنم افتخار میکنم

۸/۱۰/۱۳۱۳ ۲۴/۱۱/۱۳۴۵

جدايي
امشب واقعيت را
پذيرا هستم
با پذيرفتن آن
جايي براي اشك
باقي نمي گذارماي راز شيرين
نمي دانم
شايد هنوز
به ياد من باشي
happy new year
عید باستانی ایرانیان بر همه مبارک باد
ایشا ا.. که ۱۰۰ سال بهتر از این سالها داشته باشید
۱- الا يا ايها الساقي ادركاسا كه ناچارم
دلم تنگه و كي بوشم جواني چي و كوبارم
۲- ريم كفته در مالت و بونه ي عارض وخالت
و تم گيان د ر بكم اما چو يلت كفته هاوارم
۳ - گل حسنت و تالان برد هر گلچين و ريواري
له نو اي باخه هر چو بيد مجنون من سر و خوارم
۴- دم و قد و چو و خالت گل و سرو و مي ومشكه
و گيان و مال و دين و دل بلاگردان هر چوارم
۵- شوي بيلا له دلتنگي سرم له بان شانت بو
منيشم چو سر زلفت عزيزم عازيت بارم
۶- و تن چو دار بيده خذمت ناكس نذانستم
بكن ار سنگسارم خوم و خوم كردم سزاوارم
۷ - جواني چي، اميد دل نمن ديرم نفس كيشم
خدا مرگم بيي «پرتو» اري كار و كردارم
معني :
۱ - ساقيا پياپي بريز كه از اين امر ناگريز هستم
به چه كس بگويم دلم گرفته است و جواني از دست رفته را چگونه باز گردانم
۲- به بهانه ي ديدار رخسارت راهم به كوچه ي تو افتاد
خواستم جانم را برداشته و خود را نجات دهم اما چشمانت مرا گرفتار كرد
۳- هر گلچين و رهگذري از زيبايي تو بهره اي برد و تنها من هستم كه در اين باغ مثل بيد مجنون سربه زيرم
۴- دهان، قد، چشم وخال تو به ترتيب گل، سرو، باده و مشك هستند. و من با جان، مال، دين و دل بلاگردان و قرباني آن چهار مي باشم
۵- بگذار شبي از دلتنگي سرم بر شانه ات باشد چرا كه من هم مثل موهاي تو عزادار هستم
۶- به من گوشزد كردند كه خدمت و توجه به ناكسان مثل درخت بيد ثمري ندارد. من آگاه نبودم و حال، لايق سنگسار هستم چون خود كرده را تدبير نيست
۷- «جواني» از دست رفت. اميدي در دل ندارم اما هنوز زنده ام و نفس مي كشم به خاطر اين كارها و رفتاري كه داشته ام و دارم تنها شايسته ي مرگ هستم و بس .
وقتی تنهاییم دنبال یه دوست میگردیم
وقتی پیداش کردیم
دنبال عیباش میگردیم
وقتی از دستش دادیم
دنبال خاطراتش میگردیم
و باز هم تنهاییم....